با سلام و عرض ادب موضوع من امشب درباره امام سوم امام حسین (ع) می باشد دوستان امام با اینکه می دانست شهید خواهد شد چرا به دشت نینوا رفتند؟ آیا شما می دانید؟ آری امام حسین (ع) می توانستند به نینوا نروند اما می بینید که آن حضرت به آنجا رفتند و با ناجوانمردی به شهادت رسیدند امام یک بار به خدا قسم خوردند بخاطر به شهادت رسیدن حضرت علی اصغر (ع) قسم خوردند که تا خون به رکاب اسبشان نرسد دست از کشتن بر نمی دارند به خواست خداوند پای اسب امام در گودالی افتاد و امام کشتن یزیدیان به پایانرساندند اما ما مثل نقل ونبات قسم می خوریم بعضی ها می گویند که امام می توانستند شهید نشوند منم این موضوع رو قبول دارم اما امیررضا ایثاری...
با سلامی نزد شما دوستان پس از 6 ماه دوباه به نویسندگی برگشتم کار سختی بود که نتونم برای شما بنویسم خب حالا من می خوام درباره زندگی براتون صحبت کنم خیلی مواقع شرایط برای ما فراهم نیست چرا باید از هم جدا شیم یا تصمیم خودکشی بگیریم تصمیم الکیه واقا راس می گم شاید فکر کنی دارم الکی واسه خودم دارم می گم اما شده تا حالا فکر کنی که وقتی تصمیم غلطی واسه زندگیت می گیری پشیمون می شی سعی کن با خدت صحبت کنی،بحث کن،با خودت درگیر شو اما سعی کن تصمیم اشتباهی نگیری چون خیلی پشیمون میشی تا دیدار مجدد به امید دیدار + نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۶ساعت 12:52 توسط امیررضا ایثاری | امیررضا ایثاری...ما را در سایت امیررضا ایثاری دنبال میکنید
برچسب: زندگی, نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:57
برای دریافت آهنگ روی دانلود کلیک کنید
انشاءالله به زودی آلبومش رو براتون میزارم
سلام امروز می خوام درباره روابط بین زن ومرد براتون بنویسم به گفته قدیمی ها اگر مردی به حرف زنش گوش بده توی خانواده مشهور میشه به (زن زلیل) اما چه اتفاقی می افته که هم خانوم به حرف مردش گوش بده یا مرد به حرف خانومش گوش بده نه زمین به آسمون می چسبه نه آسمون به زمین خب اگه مرد خونه به حرف خانومش گوش کنه و با هم تصمیم بگیرند بقیه می گن زن زلیله اما توی اقاید بعضیا حتی خود من داری با همسرت مثل ملکه ها برخورد می کنی خیلی هم خوبه بیخیال حرف مردم بزار هر چی می خوان بگن در دروازه رو میشه بست ولی در دهن مردم رو نمیشه بست خب امید وارم همتون موفق باشید امیررضا ایثاری...
با سلام مجدد می خوام درباره زندگی اجتماعی با هاتون صحبت کنم میدونید بعضی از جونورا با هم زندگی اجتماعی تشکیل داده اند اما انسان ها هنوز نتونستند مثل آدم به هم کمک کند فقط داریم خودمون رو گول میزنیم که ما به هم کمک می کنم و ادا داریم که فقیر و مستحقی وجود نداره و همش الکی نه برادر من نه خواهر من طرف پول نون شبشو نداره ببره بده زن و بچش بخورن طرف سیده اما در ماه شاید 30000 ت پول بتونن بهش بدن دقت کن بهش بدن نه دربیاره چون فلجه بعد 30000 ت برای ما پول حساب نمیشه میشه پول فقط یه وعده غذامون یا بیشتر ترو خدا بیاید به گذشته برگردیم به هم کمک کنیم بنده خدا کارش به کلیه فروشی افتاده واقعیت شاید فکر کن امیررضا ایثاری...
سلام من امروز می خواستم درباره یه رفیق با مرام و بامعرفت با هاتون صحبت کنم هم خیلی درس خونه هم خیلی با استعداد توی شنا هم مقام اُورده واقا رفیق خیلی خوبیه البته رفیقای دیگری هم مثل ایشون دارم مثل کیارش ، شایان ،سجاد ، دامون و ...... بهترین دوستاییم با هم توی مدرسه شوخی می کردیم از دست هم ناراحت می شدیم اما چیکار میشه کرد بازم با هم رفیقیم هیچ کس نمی تونه این رفاقت رو بهم بزنه وای بحال کسی که بخواد بینمون فتنه بندازه خودمون 7 نفر دهنشو سرویس می کنیم اگر لازم شد عکسشون رو هم میزارم. تا دیدار مجدد به امید دیدار+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 11:8 توسط امیررضا ایث امیررضا ایثاری...
سلام می خوام درباره سال تحصیلی اول متوسطه اول با هاتون صحبت کنم من رفقای زیادی داشتم و با معرفت اما نه به اندازه رفقای خودم ما از اول مهر خیلی خوشحال بودیم اما توی ماه دوم حرف مون رو پس گرفتیم با هم بازی کردیم تقلب کردیم سر به سر معلم ها می گذاشتیم و سر کلاس با هم صحبت می کردیم و معلم ها از دستمون کلافه می شدند. خیلی وقتا اینقدر کلافه میشند که ما رو بیرون می انداختند و می رفتیم در دفتر و کلی می ترسیدیم خوبیش این بود که خیلی هیجان هم داشتیم من از کلاس 6ام تا 9ام با رفقای صمیمیم بودم و امسال گمان نمی کنم باهاشون باشم امید وارم هر جا که هستند خوشحال باشند البته من با رفقام ملاقات می کنم انشالله ب امیررضا ایثاری...